دريغا دره سر سبز و گردوي پير، و سرود سر خوش رود به هنگا مي كه ده
در دو جانب آب خنياگر به خواب شبانه فرو مي شد و خواهش گرم تن ها
گوش ها را به صدا هاي درون هر كلبه نا محرم مي كرد، وغيرت مردي و
شرم زنانه گفت گوهاي شبانه را به نجوا هاي آرام بدل مي كرد.
|
دريغا دره سر سبز و گردوي پير، و سرود سر خوش رود به هنگا مي كه ده در دو جانب آب خنياگر به خواب شبانه فرو مي شد و خواهش گرم تن ها گوش ها را به صدا هاي درون هر كلبه نا محرم مي كرد، وغيرت مردي و شرم زنانه گفت گوهاي شبانه را به نجوا هاي آرام بدل مي كرد. + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:49 |
ستاره هنوز بيداري بازم امشب خواب نداري نكنه تو هم مثل من عاشقي چشم انتظاري نكنه تو هم تو شبها خسته از غبار جاده خواب مهتاب و ميبيني كه مياد پاي پياده نكنه هجوم ابرا تو رو هم از ما بگيره ستاره براي بودن ديگه فردا خيلي ديره حالا كه خورشيد طلسم قلعه ي سنگي خوابه تو نگو عشقا دروغه تو نگو دنيا سرابه با كدوم بهونه بايد شب و از تو كوچه دزديد گل سرخ عاشقي رو به غريبه ها نبخشيد ستاره همه غروبم + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:33 |
شرمنده از آنم كه نباشم به سرايم تا با تو سلامي و عليكي بنمايم گر لطف كني نمره و پيغام گذاري پاسخ دهم اي دوست، به محضي كه بيايم + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:26 |
مي توانست آرامم کند اشک يا شايد ندايي که حتي احمقانه به ان بالاها نسبتش ميدادم مي توانست آرامم کند تصويري از خاطره با تو بودن ها يا که شايد خنده ديوانگيهامان مي توانست آرامم کند نوازشهاي مهرباني که بارها دستش را گرفته بودم مي توانست آرامم کند احساس حضوري که لحظه اي سايه تنهايي اطرافم را کنار مي زد + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:14 |
تو را به دادگاه خواهند كشيد شايد به حبس ابد محكوم شوي جزئيات جنايت معلوم نيست ...اما... اثر انگشتت را روي قلبي شكسته يافته اند + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:10 |
هرگز نمي توانيد کسي را مجبور به دوست داشتن خود بکنيد زيرا عشق و علاقه ديگران نسبت به شما آيينه اي از کردار و اخلاق خود شماست + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت
3:3 |
ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و
بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود
ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند
هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 و ساعت
0:58 |
1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري
.
2- كيوپيد(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود. كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه هاي روم باستان مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است
3- كبوتر،قمري و مرغ عشق: اين پرندگان
4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
5- تور: جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به زن ميداد.
6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد عشق جاوداني و پايدار استم
7- علامت"X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين 8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 و ساعت
0:53 |
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 و ساعت
0:37 |
دريغا دره سر سبز و گردوي پير، و سرود سر خوش رود به هنگا مي كه ده در دو جانب آب خنياگر به خواب شبانه فرو مي شد و خواهش گرم تن ها گوش ها را به صدا هاي درون هر كلبه نا محرم مي كرد، وغيرت مردي و شرم زنانه گفت گوهاي شبانه را به نجوا هاي آرام بدل مي كرد. و دريغا بامداد كه چنين به حسرت دره سبزرا وانهاد و به شهر باز آمد؛ چرا كه به عصري چنين بزرگ سفر را در سفره نان نيز، هم بدان دشواري بخ پيش مي بايد برد كه در قلمرو نام + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
2:22 |
بوسه هاي تو گنجشككان پر گوي باغند و پستان هايت كندوي كوهستان هاست و تنت رازي ست جاودانه كه در خلوتي عظيم با منش در ميان مي گذارند تن تو آهنگي ست و تن من كلمه ئي ست كه در آن مي نشيند تا نغمه ئي در وجود آيد : سرودي كه تداوم را مي تپد در نگاهت همه مهرباني هاست : قاصدي كه زندگي را خبر مي دهد و در سكوتت همه صداها : فريادي كه بودن را تجربه مي كند + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
2:19 |
نگاه كن چه فرو تنانه بر در گاه نجابت به خاك مي شكند رخساره اي كه توفانش مسخ نيارست كرد. چه فروتنانه بر آستانه تو به خاك مي افتد آ نكه در كمر گاه دريا دست حلقه توانست كرد. نگاه كن چه بزرگوارانه در پاي تو سر نهاد آنكه مرگش ميلاد پر هيا هوي هزار شهرزاده بود. + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
2:13 |
وقتي كه گريه كرديم گفتند بچه اي وقتي خنديديم گفتند ديوونه اي وقتي جدي بوديم گفتند مغروري وقتي شوخي كرديم گفتند سنگين باش وقتي سنگين بوديم گفتند افسرده اي وقتي حرف زديم گفتند پرحرفي وقتي ساكت شديم گفتن عاشقي حالا كه عاشقيم ميگن اشتباهه + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
2:5 |
من كه ميدانم شبي عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشي ام بس سهل و اسان مي رسد پس چرا عاشق نباشم پس چرا + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
1:49 |
گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست بين منو عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و دگر اثر از چلچله اي نيست گفتي که کمي فکر خودم باشم + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
1:46 |
هم صدا اگه هم صدا بودي اگه هم صدام بودي هيچ كي حريفم نمي شد كوه اگه رو شونه هام بود كمرم خم نمي شد تو اگه خواسته بودي ، آخ تو اگه خواسته بودي تو اگه مونده بودي موندني ترين بودم ، عمر صدام كم نمي شد اگه هم صدا بودي ، اگه هم صدام بودي هيچ كي حريفم نمي شد كوه اگه رو شونه هام بود ، كمرم خم نمي شد اگه زخمي مي شدم به دست تو مرهم بود زخم قيمتي من محتاج مرهم نمي شد اگه بارون عزيز با تو بودن مي گرفت گل سرخ قصه مون تشنه ، شبنم نمي شد تو اگه خواست + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت
1:38 |
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد وسعت حيرانيم را حس نکرد در ميان خنده هاي تلخ من ديده ي بارانيم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي غربت پنهانيم را حس نکرد آن که با آغاز من مأنوس بود لحظه ي پايانيم را حس نکرد ملودی خوشت اومد؟ + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 و ساعت
4:47 |
نگاه كن چه فرو تنانه بر در گاه نجابت به خاك مي شكند رخساره اي كه توفانش مسخ نيارست كرد. چه فروتنانه بر آستانه تو به خاك مي افتد آنكه در كمر گاه دريا دست حلقه توانست كرد. هوي هزار شهرزاده بود. ملودی امیدوارم خوشت بیاد + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 و ساعت
4:36 |
|
|