وقتي گريه كرديم گفتند بچه اي
وقتي خنديديم گفتند ديونه اي
وقتي جدي بوديم گفتند مغروري
وقتي شوخي كرديم گفتن سنگين باش
وقتي سنگين بوديم گفتن افسرده اي
وقتي حرف زديم گفتند پر حرفي
وقتي ساكت شديم گفتند عاشقي


فقط به خاطر تو نبی از تمام محبتهایت ممنونم 

عشق مثل آبه.
میتونی برای مدتی تو دستت قایمش کنی.
اما بعداً دستت رو باز می کنی و میبینی که نیست .
قطره قطره چکیده .
بدون اینکه بفهمی.
حالا دستت پر از خاطرست
منو ببخش برای تمام اذیت هایی که کردم
خدایا ممنونم بهترین دوست و بهم دادی







تو زندگيت دنبال كسي نباش كه باهاش بتوني زندگي كني
دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني

روزگاري بود و ما هم روزگاري داشتيم
با همه بي اعتباري ، اعتباري داشتيم
با همه بي حالي از انديشه فرداي خويش
با مي و ميخانه عهد پايداري داشتيم
گر چه ما در نا اميدي شهره ي شهريم ليك
روزگاري ديده ي اميدواري داشتيم


من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني

من امشب سکوت دلم را شکستم
سکوت شبستان غم را شکستم
قسم خورده بودم که عاشق نباشم
به عشقت شکوه قسم را شکستم
تقديم به تو كه بي تو هم با توام




هر چی رو از ته دل از خدا بخوای بهت می ده ...اگر هم نده
عوضش یه چیزای قشنگ می ده که با هیچ چی تو دنیا عوضش نمی کنی...























+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه نهم اسفند 1384 و ساعت
17:13 |