
|
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت
2:27 |
يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت
2:9 |
![]() قلم گر راست گويد
شب تاريك و سخت بي نوايي نواي ني رسد از ني نوايي حزين گشته به اين ملكان نوا را شكسته بال و پر مرغ هما را شكسته بال و دلها پر ز فرياد دل خونش كند پرواز را ياد ني و بال شكسته چاره سازند گرش فريادها را وصله سازند ني بشكسته را بتوان قلم ساخت قلم گر راست گويد ، كي بود باخت منم موافقم ........... ![]() __________________
"چو آفتاب مي از مشرق پياله برآيد"
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت
0:42 |
عشق كدوم غريبه يهو به جونت افتاد + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت
0:38 |
زين گونه ام که در غم غربت شکيب نيست
گر سر کنم شکايت هجران غريب نيست جانم بگيرو جانم بگيرو صحبت جانانه ام بخش يارا کز جان شکيب هست و ز جانان شکيب نيست ![]() گم گشته ديار محبت کجا رود نام حبيب هست و نشان حبيب نيست آه عاشق منم که يار به حالم نظر نکرد اي خواجه درد هست وليکن طبيب نيست ![]() __________________
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385 و ساعت
0:28 |
آموختهای کوچک من آموخته ام که همیشه کسی هست که به ما احتیاج دارد .آموخته ام که هیچ وقت هیچ وقت قضاوت نکنم .آموخته ام که انسان های بزرگ هم اشتباه می کنند .آموخته ام که همیشه همیشه بخندم .آموخته ام که هرگز نگذارم کسی عصبانیتم را ببیند .آموخته ام که به انسان ها مانند سکوی پرتاب نگاه نکنم .آموخته ام که هرگاه که ترسیده ام ،شکست خورده ام .آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم .آموخته ام که هرگز وابسته کسی نباشم + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت
23:53 |
زين گونه ام که در غم غربت شکيب نيست
گر سر کنم شکايت هجران غريب نيست جانم بگيرو جانم بگيرو صحبت جانانه ام بخش يارا کز جان شکيب هست و ز جانان شکيب نيست گم گشته ديار محبت کجا رود ![]() نام حبيب هست و نشان حبيب نيست آه عاشق منم که يار به حالم نظر نکرد اي خواجه درد هست وليکن طبيب نيست ![]() __________________
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در شنبه دوازدهم فروردین 1385 و ساعت
2:0 |
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
![]() *****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
*****************************
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
عشق يعنی چو*احسان پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
****************************
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
![]() *****************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در دوشنبه هفتم فروردین 1385 و ساعت
0:39 |
سلام به همه دوستان خوبم ....اینم چند تا از شعرهای استاد شهریار با دکلمه ... خالی از لطف نیست ..که گوش بدین ...خیلی با محتوا هستن .....
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه دوم فروردین 1385 و ساعت
17:4 |
The only way to have a good friend is to be one + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
18:0 |
نازم به خاک راه خرابات ، کز درش
هر شب خراب آمده ، آباد رفته ام آموختم ز شيوه چشم تو عاشقي شاگردم و به مکتب استاد رفته ام منم كه شعر و غزل پناهگاه منست
چنانكه قول و غزل نير در پناه منست صفاي گلشن دلها به ابر و باران نيست كه اين وظيفه محول به اشك و آه منست هر آن گياه كه بر خاك ما دميده ببوي اگر كه بوي وفا مي دهد گياه منست + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
17:57 |
تيره گون شد كوكب بخت همايون فال من
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
17:54 |
تو به من خنديدي و نمي دانستي من با چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من کرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتي و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان مي دهد آزارم ومن انديشه کنان غرق اين پندارم که چرا کلبه کوچک ما سيب نداشت + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
17:48 |
سال نو سال ۸۵ مبارک
سال نو سال ۸۵ مبارک + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
2:11 |
سوي چشمانم را فرو كش : مي توانم ببينمت ،گوشهايم را ببر:مي توانم بشنومت، و بي پا مي توانم به سوي ات بپويم، و بي دهان نيز مي توانم بخوانمت. بازوهايم را ببر، تنگ در برت مي گيرم با دلم چنان كه با دستانم، قلبم را از تپيدن باز دار، مغزم خواهد تپيد. و اگر در مغزم اتش افكني، تو را در خونم با خود خواهم برد... ![]() يا حق... + نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در سه شنبه یکم فروردین 1385 و ساعت
1:46 |
|
|