تبليغاتX
تنهایی بهتر از گدایی محبت است .tabriz
امروز روز جهاني بهترين دوست هاي جهانه. اگه من يکي از دستاي خوبت هستم اين رو برام بفرست.اين پيغام رو براي همه بفرست و ببين چند تاش به خودت بر ميگرده؟؟اگه 7 تاش بهت برگشت بدون دوست داشتني هستي روزت مبارک

 گفتم اي يار گفتي زهرمار گفتم ازعشق تومن بيمارم گفتي مگه من پرستارم گفتم ازعشق تومن ميميرم گفتي مگه من مرده شورم گفتم مراچقدردوست داري گفتي اندازه ستاره هاي اسمان درآسمان نگاهي كردم ديدم هيچ ستاره اي نبود

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

وقتي گلدون شکست مادرم گفت:حيف بود... پدرم گفت:قشنگ بود... خواهرم گفت:مال من بود... برادرم گفت:گرون بود..... مادر بزگ گفت:دوسش داشتم... ولي وقتي دل من شکست هيچ کس آخ هم نگفت*

 ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 11:42 |

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 16:1 |

دنيايي كه درآن دروغ عادت و بي وفايي قانون ودلشكستن سنت شده است... دنيايي كه بايد در آن عشق را به بها خريد دنيا رو نگه دارين مي خوام پياده شم...

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد وسعت حيرانيم را حس نکرد در ميان خنده

هاي تلخ من ديده ي بارانيم را حس نکرد در هجوم لحظه هاي بي کسي

 غربت پنهانيم را حس نکرد آن که با آغاز من مأنوس بود لحظه ي

پايانيم را حس نکرد

 

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 16:0 |

***
من هنوز عاشقتم***

مي نويسم براي تو اي كه از من دور شده اي بخوان

و باور كن. هم براي تو مي نويسم هم براي قلبم. تعجب

نكن كه ديگه واسه چي به قلبم آخه قلب من هميشه

با توست اول تو اي دل من بس است ديگر تا كي دلخوشي

با جملاتي چون به عشق تو اسيرم براي تو مي ميرم

هرگز نرود ياد تو از دل من مگر آنروز كه در خاك

شود منزل من و.... نه ديگر اين جملات نمي تواند مرحمي

باشد بر دل زخم خورده ام. جملاتي كه در نگاه اول پر از

احساس ولي در باطن .... و اينك تو اي نامهربان:شبها

چشم هايت براي من مي گريست و روزها منتظر نگاه من

( واسه جور شدنش اين تيكه رو گفتم )
ولي امروز فقط

براي فريب دادن بيدار مي شوند ابروانت چون كمندي بود

ولي امروز فقط براي ساز مخالف زدن به كار مي رود


لبانت هميشه آهنگ عشق سر مي دادولي امروز نغمه ي

جدائي قلبت را نگو كه خانه ي عشق بود مهربان بود

پر از مهروصفاولي امروز تكه سنگي بيش نيست دستانت

كه در سردترين لحظاتم تنها اميد دهنده و گرمابخش

وجودم بود امروز در سرد ترين لحظاتم يادم نمي كند

چه رسد.....نه ديگر امروز نه ترانه اي مي خواهم نه

شاخه گلي براي دلخوشيم آخه عشق كه تو اين زمونه

معنايي نداره نه ديگه نمي خواهم از من كدن التماس يا

كه توصيف كنندمرا همچون گل ياس.....

نه ديگر عاشق شدن كار بيهوده اي است نه ديگر عاشق

نمي شوم ساده ام ديوانه نمي شوم ديوانه شدم ليلي نمي شوم

ليلي شوم مجنون نمي خواهم . ولي نميدانم چرا نمي شود عاشق

نشد. به هر حال نوشتم و در پايان مي نويم اي كه خواندي

حرفهاي دلم را من هنوز عاشقتــــــــــــــم.........

هنوز عاشقتـــــم...

آره هموني كه هميشه عاشقته
+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 و ساعت 14:49 |
 

 

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 13:29 |

 

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 13:27 |

عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود. عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه. عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد عشق......... عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معنی را می رساند ولی معنی آن گفتنی نیست .

 

 

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 13:26 |

هر کس به طریقی ، ابراز کند عشقش
خلیفه به سر تختش ، بابک به سر جانش
هم خلیفه و هم …. ، هستند گرفتارش
زنهار نپداری ، یکسان به بازاراش
آن تشنه ی زر باشد، زور است مرام او
خود خواهی حیوانی ، یا موضع یکسویش
وین در ره آزادی ، هم حرمت انسانی
جان داده هزاران سال ، آویخته بر دارش
در کارگه اضداد ، باشند دو قطب ضد
جنگ است بپا هر جا ، در ذره و در کل اش


۝ گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

+ نوشته شده توسط سینا(قادر) جعفر زاده قره آغاج در پنجشنبه چهاردهم دی 1385 و ساعت 13:21 |


Powered By
BLOGFA.COM


???? ????